پيچ اشتباهي!
من در پيچ ِ اشتباهي پيچيدم!
و تا بخود آمدم
كاروان ِ زندگي رفته و راه، تمام شده بود!
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم اردیبهشت ۱۴۰۰ ساعت 9:22 توسط آقای ar.ja
|
من در پيچ ِ اشتباهي پيچيدم!
و تا بخود آمدم
كاروان ِ زندگي رفته و راه، تمام شده بود!
روزي را كه تو را، در آستان ِ در، ديدم
از همان روز؛ از همان لحظه، عاشق تو شدم
تازه آن روز بود كه معني زيبايي را، فهميدم
تو هماني كه دوست داشتم
از صبح ِ علي الطلوع تا بوق ِ س.گ روبرويش نشسته
در چشمانش نگاه كنم
چشم آبي ِ من...