بربریه خیلی شلوغه؛ روبروش یه پارک کوچک هست؛ منم نشستم اینجا به جای وایسادن تو صف نون. هر وقت خاستن از تنور بیان بیرون میرم میگیرم ازش.‌ مقاومت در برابر نوشتن واقعا کار سختیه که از عهده انگشتای نازک من برنمیاد. شاید خوب باشه که آدم تا تکون میخوره اینجا ثبتش کنه؛ شایدم‌ بد.‌ خیلی هم اهمیتی نداره اگه کمی دورتر از اینجا که هستم بایستی و نگاه کنی. مثلا چند سال دیگه. یا چند کیلومتر اونورتر؛ از یه شهر دیگه؛ همه چی اعتبارشو از دست میده به همین راحتی و عادی میشه...