گاهی دلم میخاد شده یک سیاهه در روز اینجا بذارم و خیالم رو از بابت روز نوشت بودنش راحت کنم. اما دریافت کامنتهای عجیب از آدمهای همیشه بیمار باعث میشه توجهی به این دغدغه ام نداشته باشم و درش رو تخته کنم تا هر وقت که خواهش درونی ام برای نوشتن از حد معمول فراتر رود! یکی برام پیغام داده تو که چیزی از خودت نمیگی چرا پس هر روز اینجا میخای مطلب بذاری! باز همون آدم بهم پیام میده هر کی ازت تعربف و تمجید میکنه رو تایید میکنی و بقیه رو ندید می گیری! ای بسی شگفتی از مغز معیوب تو که اینجا را می خوانی به این‌ امید که اطلاعاتی از خود من بدست بیاوری نه از افکاری که درون ذهنم جاریست و باز هم باید به تو و امثال تو گفت چطور انتظاری جز این از من داری که تراوشات مغز معیوب تو را ندیده بگیرم و آن دیگران که تعریف و تمجیدم کرده اند را تاییدشان کنم...مگر تو خودت از این دیوانگی ها انجام می دهی که توصیه به دیگران می کنی...