لحظه!
به تازگی کلبه ای را درست زیر کلاه ِ قله ِ سخت صعود ِ اسپیلت یافته ام که با آن دیوارهای سیاه رنگش؛ به خوبی در میان صخره های سوخته در سرمای جهنمی ارتفاع ۲۷۰۰ متری؛ پنهان شده است! تا زمانی که درست در یک قدمی او و در مقابلش نایستاده باشی؛ امکان دیدنش را نداری! می دانم برای کسی که این چند سطر را در مورد آن مکعب سیاه می خواند قابل باور نیست اگر بگویم که آنجا دنیایی پر از رمز و راز است؛ نه یک دست ساخته ای کوچک در بالای ستیغ ِ صخره ها که معبر هیچ عبوری نیست مگر کل و بزهای کوهی که مستانه در آن پیرامون به دنبال لحظه ای گذران از عشق میگردند...
+ نوشته شده در سه شنبه پنجم مهر ۱۴۰۱ ساعت 2:30 توسط آقای ar.ja
|