هفته سختی بر من گذشت! آنچنان سخت که گاهی نیازهای اولیه و اساسی هم از ذهنم حذف میشد! به گمانم برای بار دوم اسیر دست کرونای لعنتی شدم اما نه با آن علائمی که شبیه سرماخوردگیه! اینار در معده فعالیت داشتند سربازان این لشگر متخاصم! نشانه های واقعی بهبود امروز تازه پیدا شده اند و تنفرم از خوراکی کم و کمتر شده ولی همچنان از دیدن خرمالو حالم به هم میخوره...!