شرنگ شعله ها ز چشم او؛ بریخت در جانم!

خدنگ و تیغ؛ ز مژگان زد او به دستانم!

تا به کی کنی اسیر؛ چون نکنی درمانم!

سنگ دل؛ بزن تمام کن؛ بگیر جانم...!