میخام بلن شم دوباره راه برم. نه؛ سردم نشده. هوس بقیه اون راهی که نصفه گذاشتم راحتم‌ نمیذاره! در حال خراب کردن ِ بهشتم هستم همین الان که دارم این فکر رو تو ذهنم میارم و خوب می دونم فکری که از تو مغزم عبور کنه حتما اینقد قوی هست که دست و پامم در اختیار خودش بگیره و بهشون دستور بده. خب پاشم. پاشم راه برم. برم تا اون سوپری که قرار گذاشته بودم و برگردم. آخه از کارای نصفه نیمه ارضا نمیشم...