رسیدم خونه!
ساعت چهارو بیست و دو دیقه است و من رسیدم به اون کوچه آشنایی که بالای میدان آرژانتینه و از اتوبان رسالت غرب که میام؛ تا چشمم به ساختمان قرمز رنگی که طرح و شکلش آمریکاییه و خودش ایرانی و بالای تونل کنار خونه من؛ جا خوش کرده؛ بی نهایت خوشحال میشم. خدارو بارها شکر کردم که رفتم و برگشتم؛ مسافرت خوبه؛ تفریبا هرجا که برم؛ خوش میگذره بهم؛ شایدم بهتر ِ بگم که خوش میگذرونم؛ دونسته و عمدا؛ ولی خونه حسی بهم میده که هیچ جای دیگه مشابه اون رو با خودش نداره. تو راه دو جا ایستادم چایی خوردیم و یه گشتی تو طبیعت زدیم. کنار رودخانه هراز؛ نرسیده به گزنگ و کنار رود جاجرود؛ ولی هنوز زوده؛ کاش اراده کنم و بجای نشستن در خانه بزنم بیرون؛ چند روزی میشه که ولیعصر و یوسف آباد رو ندیدم...
+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم فروردین ۱۴۰۱ ساعت 16:29 توسط آقای ar.ja
|