یادش بخیر قدیما لباس نو می پوشیدیم؛ مدام چشمون به خودمون بود؛ حتی موقع راه رفتن؛ به جای اینکه نگامون جلو پامون باشه؛ فقط به کفشمون دوخته میشد؛ شاید اقتضای اون سن اونطوری بود؛ نمی دونم؛ ولی بچه های الانم اونطوری که ما بودیم نیستن دیگه؛ شاید به این خاطر که فقط عیدا لباس نو نمیخرن؛ شایدم هیچی هیجان زدشون نمیکنه اصلا؛ به نظرم ما خوشبخت تر بودیم‌ که با چیزای کوچک خوشحال می شدیم؛ الان نه لباس تازه؛ نه گوشی؛ نه هیچ چیز دیگه سر کیفشون نمیاره اینارو؛ ما با یه کفش لاستیکی هم خوش بودیم؛ نه یک روز که شاید چندین هفته...! بچه های این بچه ها؛ با این سرعت تغییرات و افسردگی که شایع شده؛ چی میخان بشن نمی دونم...