کاج پیر!
قطرش به راحتی به دو مترهم میرسه؛ کمی که از زمین بالاتر رفته؛ شکاف بزرگی از وسط به دونیم تقسیمش کرده؛ این کاج قدیمی میدان کلانتری را؛ و بعد از اون زخم عمیق؛ مثل عدد هفت از هم دور شده؛ هر چه بالاتر رفته؛ فاصله آن دو هم که هرکدامشان به اندازه یک درخت پیر قد و هیکل دارند؛ بیشتر شده! نمیدونم علت جداییشون چی بوده؟ چرا از هم قهر کردن و اینطوری هر روز دور و دورتر شدن؟ ولی زیباتر از فهم این معما؛ کاری است که یک آدم مهربان و طبیعت دوست برای این دو کرده است؛ با دو دایره آهنی؛ یکی در پایین؛ درست همانجا که زخم شروع شده؛ و یکی در بالا؛ یعنی؛ جایی که دو درخت از هم دور می شوند؛ مانع از سقوط هرکدام از یک سوی بام شده؛ اینطوری مثل زندگی اغلب ما آدمها؛ به زور هم که شده؛ به زندگی در کنار هم تا رسیدن مرگ ادامه می دهند این دو که از ریشه یکی ولی در تن و شاخه؛ دوتا شده اند...