ممنوع!
دوباره انگشتام پر از کلمه شده برای گذاشتن اینجا روی این صفحه؛ نمی دونم از بیرون میاد این حرفا یا همشون توی مغزمه و یهویی یه بادی به تنشون میخوره؛ میریزن بیرون. از سفران دوست دارم بنویسم و فک کنم اوکی میشه برام. آبدراچیه گفت که آدم دندون گردی نیست صاحابش. خودمم چندبار تو کوچه دیدمش. بدون اینکه باهم حرفی بزنیم از چهره ش خوشم اومده ناخودآگاه. البته این قضیه مربوط به خیلی وقت پیشه. اینقد دور که درست یادم نیست چه شکلیه اصلا قیافش. اون موقع اصلا به خرید ماشینشم فکر نکرده بودم. حالا قراره امروز بهم خبر بده که فروشندست یا نه. تازه میریم سر اصل موضوع که اگه قیمت پرت بگه کلا قضیه کنسل میشه میره پی کارش. اینکه دوست ندارم از دلال و نمایشگاه بخرم. بخاطر کلاههای گشادیه که این قبیل افراد تا الان سرم گذاشتن. و خب اینام که صفر ندارن. همشون از چند سال قبل که واردات ممنوع نشده بود. اومدن داخل ایران...