اومدم دارم صبونه میخورم. نون پنیر گردو. بعضی گازام خیلی وحشیانه اس. خودمم میترسم. میگم نکنه بخشی از لپ و صورتم رو بکنم و بفرستم پایین. به گمانم اگه قرار بود حیوون باشم. شیر و گرگ و کفتار میشدم. هر چند از این آخریه نفرت دارم. فک میکنم موجود کثیفیه. حتی تو دنیای حیوونا. همش با دزدی و حق خوری از دیگران زندگیشو میگذرونه. اگه انتخابی درکار بود که حتما شیر میشدم. هم مقام پادشاهیمو داشتم. هم اینکه صب تا شب خواب بودم و خانمهای خونه برام‌ شکار میکردن و منم میخوردم. فقط یه وقتایی که لقمه گنده تر از دهنشونو میخاستن بگیرن. من میرفتم کمک...