مشتری!
از اون چند تا متن کوتاه؛ فقط پینات رو بردم دادم دست دختره خوند. خیلی خوشش اومد. گفت با وجود کوتاهی خیلی دلنشین و باحاله. الان دیگه از اون میدونه بلند شدم اومدم جای دیگه. کنار جوب ماشین شورا چکمه پوش و دسمال به دست ایستادن منتظر مشتری. آب قنات حتما داره میره پارک ساعی و پای درختای ولیعصر که صداش به گوشم نمیخوره اینجا. تو این خیابون از اون بربری گردا هست؛ میخام برم بگیرم ازش یکی دوتا...
+ نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم فروردین ۱۴۰۱ ساعت 19:20 توسط آقای ar.ja
|