خروش!
نشسته ام کنار چشمه؛ صدای گوش نواز او در میان بلندای خروش رود در پایین دست؛ از صلح و آرامشی حکایت دارد که فقط با طبیعت همراه است. و من در آخرین دم امروزم؛ طاقت دل کندنم نیست از اینهمه زیبایی؛ که جز در این مکان جادویی؛ در هیچ جای دیگری نمی یابمش...
+ نوشته شده در شنبه سوم اردیبهشت ۱۴۰۱ ساعت 16:44 توسط آقای ar.ja
|