مورچهه داره رو صفحه موبایل بالا پایین میره واسه خودش؛ نمی دونم دنبال خوندن این نوشته هاست. شایدم چون هیشکی نمی خونه مونده کپک زده و تحریکش کرده بیاد سراغش. تا اینا رو گفتم گذاشت رفت سراغ شستم. ولی نه؛ حالا اومد دوباره از عرض صفحه رد شد رفت سمت اون چارتا که اونورش وایسادن. داره سر میزنه به تک تکشون. شاید با دوستش یا کسی قرار گذاشته همین حوالی؛ میخام برم بیرون. میترسم اینم با خودم ببرم تو کوچه و پارک. آواره ش کنم. بیچاره رو. بهتره یخورده همینجا که هستم باشم؛ بلکه کارش تموم شه و دست از سرم برداره و بره پی زندگیش...