اوضاع که اینطوری میشه؛ بیشتر دوس دارم پناه ببرم به آغوش کوه و طبیعت؛ مثل وقتایی که آدم دلش گرفته و دوست داره یکیو بغل کنه یا یکی بغلش کنه. اینجا جوریه که با تحلیل و بررسی هم کاری و انجام میدی بازم تو هچل گیر میکنی و هیچ فرقی نداره که تو راه داری قدم‌ برمیداری یا چاه؛ در هر دو صورت با کله می خوری زمین...