اینکه تنها باشی و احساس تنهایی کنی؛ اینکه نیازی نباشد دنیای پر آشوب دیگران را درک کنی و بفهمی تا او را به خود نزدیک تر کنی و وقتی رفت بدانی که هیچ از آشوب او نکاسته و او را هم هرگز با خود نزدیک نساخته بوده ای و تمام اینها که دیده و شنیده ای جز نمایشی بیش نبوده اند تا که لذتی بگیرید از هم؛ از هماغوشی باهم یا هر جور بودنی که باهم داشته اید. اینها همه دلیل این است که هر آدمی دنیایی دارد در تنهایی خودش بی هیچ شباهتی به دنیای دیگری؛ و همین تفاوت هاست که زیبایی دنیاهای هر کداممان را جاودانه کرده است و آرزو نباید کنیم که از این دنیای زیبای تنهایی پا بیرون گذاشته با دیگران یکی شویم...