من!
آدما دوس دارن؛ یکی رو برای دوست داشتن داشته باشن؛ نمی دونم این نیاز از کجا میاد؛ شاید به اشتباه عادت کردیم همیشه به دل و قلب و چیزی که درون سینه مون جا دادن؛ ارتباطش بدیم؛ شاید به اون توده داخل جمجمه ارتباط داره تمام این خواهش ها؛ درست نمی دونم. جرات زیادی میخاد که آدم اون چیزهایی از وجودش رو با کسی به اشتراک بذاره که بخش تاریک هستی شو شکل میدن؛ من اما میخام کسی رو دوست داشته باشم که از بخش تاریک و سیاهچاله های روحم باخبر باشه؛ نه آنکس که مرا همیشه از پشت نقابی دیده و هیچ از من ِ من نمی داند...
+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم اردیبهشت ۱۴۰۱ ساعت 9:10 توسط آقای ar.ja
|