پنجمین ساله که دارم تو خونه الوندم میشینم؛ خداروشکر نزدیک شرکت  محل کارمه و محله آروم و ساکتیه؛ تازه وقتی که ساعت کاریم تموم میشه؛ بهتر و خلوت ترم‌ میشه که باب میل منه. از شلوغی و از وول خوردن بیش از حد آدمها دوروبرم خوشحال نمیشم. تجربه ثابت کرده بیشتر آزارشون میرسه تا اینکه بخان خوب باشن. برای همین هم از دیدن کوچه های خلوت عصرگاهی بی نهایت خوشحال میشم. امیدوارم همین مدت هم اینجا بمونم و بعدش برنامم اینه که از تهران برم؛ مثلا برم سمت فشم یا روستاهای جاده چالوس؛ خودمو با مرغ و حیوون خونگی و این قبیل چیزها سرگرم کنم و قید کار و شهر رو به کل بزنم برای همیشه...