از پنجره اتاق کارم به بیرون نگاه می کنم؛ برج سیمانی میلاد در میان گردوخاک گم شده و ناپیداست؛ اگر که آلودگی گاه به گاه و در خزان و زمستان میهمان هر از گاه ما بود؛ اکنون همیشه در خانه و بکلی آشناست! این هم از برکت زمامداری عده ای نابخرد و پر خطاست که تمام هست و نیست این مرزو بوم را تا به یغما نبرند دست از دامنش کوتاه نمی کنند...