آبشاری کوچک؛ نی های نیمی خشک نیمی تازه روییده در یک سمت آن با بیدی که در میان گرفته اند مانع از ریزش آفتاب روی تن من می شوند و من نشسته ام به تماشا در سکوت و گوش سپرده به ریزش چک چک این آب جاری از روی سنگها که آرام و با نت های مداوم؛ موسیقی زندگی را می نوازد در گوش جانم؛ کجای این جهان بهتر از اینجاست که من اکنون در آنم...