پديده!
قبل ترها كه دبيرستاني و دانشگاهي بودم در مورد هند چيزاي عجيب و غريب زياد مي خوندم و امروز كه بعضي از اونا يادم مياد باورم نميشه كه حقيقت داشته باشند و شبيه قصه و افسانه به نظر ميان...اما به تازگي خبري خوندم كه تو شمال هند و همينطور نپال زنها چندين شوهر در آن واحد دارند. نمي تونم تصور كنم اگه جاي اون زن يا يكي از شوهراش بودم چه حسي داشتم! كلا" پديده هاي اين دنيايي اينقدر از فواصل مختلف به اشكال گوناگوني برات نمود دارند كه نميشه گفت نوع نگاه اون آدم ها به موضوعي كه كيلومترها از ما دوره چگونه مي تونه باشه! اگه من يكي از مردهاي اون زن باشم؛ مي تونم تحمل كنم شخص ديگري با او همبستر بشه بدون اينكه از حس تنفر و خشم يكي از ما دونفر جان سالم به در ببره! يا اگه من زن بودم و چندين شوهر داشتم مي تونستم با تك تك اونها همبستر شده؛ از رابطه ام لذت ببرم! يا اينكه فقط با يكي خوش بودم و آن ديگران را فقط تحمل مي كردم...جهان ما پر است از پديده هاي غريبي كه حتي هزار سال هم زمان كمي است براي شناخت دقيق آنها...