هیچ!
گشتن به دنبال هیچ بود زندگی شاید! خدا هم فقط در باور کودکی هایمان حضوری جدی داشت و بس. اکنون با اندیشیدن به او حسی جز تمسخر و تنفر به سراغت نمی آید! تا زمان مرگمان گویا قرار بر این است تا که تمام باورهایمان برخاک فرو افتند و از اعتماد و اعتبار خالی شوند و ما چونان درختی بی برگ و بار در جهنم ِ پوچی و تاریکی برای همیشه از دیده پنهان شویم انگار که هرگز پا روی زمین نگذاشته بوده ایم...
+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم اسفند ۱۴۰۱ ساعت 20:47 توسط آقای ar.ja
|