شهوت!
از قدرت ِ اراده گويا همين نصيبم شده كه وسط غذا خوردن؛ با يك نهيب از سمت ِ آن من ِ دروني ام كه هميشه مراقب رفتار و كردار من است؛ دست از ادامه كار كشيده جنگ ِ بين ِ شهوت و حسرت را به پايان برم! با وجود عيبهاي زيادي كه دارم به اين يك حسنم بسي افتخار مي كنم! البته در تمامي نبردها پيروز ميدان من نيستم. اگر كوبيده به جاي جوجه روي ميز باشد؛ حتما" پيش از شروع؛ علامت ِ ترك مخاصمه را براي آن فرد ِ ستيزه گر درونم بالا برده پيمان صلح امضا مي كنم تا كه كاري به كار من نداشته باشد و بگذارد با حال خوش از ساعت نهارم عبور كنم...
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم اسفند ۱۴۰۱ ساعت 12:54 توسط آقای ar.ja
|