مردن!
مرا به دورافتاده ترين جزيره اين خاك اگر كه تبعيد كنند با بودن تو در كنارم؛ گويي كه پادشاه جهانم! شادمان از زندگي بي هيچ حسرتي از گذر روز و ماه و سال. بي آنكه بخواهم هيچ انسان ديگري را جز تو ببينم هر روزم را در كنار آتشي كه از عشق تو برافروخته ام؛ سر مي كنيم و آغوش تو بهترين بستر براي زيستن و مردن است در جهاني كه جز تو با من؛ هيچ كسي ساكنش نيست...
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم اسفند ۱۴۰۱ ساعت 13:21 توسط آقای ar.ja
|