معمولي بودن درست مثل عادي بودن است. دقيقا شبيه خود ِ ما كه از بدو تولد تا به اكنون چيزي جز عادت مرهم دردهايمان نبوده است! به عشقمان اگر نرسيده ايم طوري نيست در كنار يكي ديگر مانده و به اين زندگي عادت كرده ايم! آرزوهايمان اگر كه دست يافتني نبود؛ از بزرگي آمالمان نبود كه گناه ِ كوتاهي دست و شكستن بال و پرمان است و بس...