ياد آن اگهي هايي مي افتم كه روي ديوار مي چسباندند در زمان هايي نزديك به اكنون؛ فلاني با اين مشخصات از خانه خارج شده و ديگر برنگشته است! من هم در سال گذشته به قصد هرجايي كه خروج كردم سر از ناكجا آباد در آوردم...گويي كه هدف قله توچال باشد و به ناگهان بعد از طي طريق سر بلند كني و ببيني در ميان ِ كوير قم و سمنان در پاي درياي شور ماوا گرفته اي! من به دنبال كنج آرام و فارغ از هياهو بودم در آن روستاي حاشيه غربي تهران؛ اما از فرط فرومايگي آن املاكي در كنار كارگاهي خانه خريدم كه هيچ آسايشي برايم به ارمغان نخواهد آورد و هم از اين روست كه چاره اي جز فروش و خروج از آن را ندارم...