غار!
سنگا رو آوردم و چيدم روي ميز كارم؛ از نگاه كردن و دست كشيدن بهشون خوشم مياد؛ در فرصت بعدي كه گيرم بياد ميخام برم و يكي بزرگتر كه نتونستم شكارش كنم رو از كف رودخونه جدا كنم و بيارم پيش خودم؛ بايد اينم بگم كه نه از سقف و كف غار هزاران ساله جداشون كردم نه از يه اثر باستاني فراموش شده؛ بلكه از مسير سيلاب و كف يك رودخونه آوردمشون...
+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم فروردین ۱۴۰۲ ساعت 8:31 توسط آقای ar.ja
|