جدا!
هر كي گذرش افتاد سمتم دو سه تايي از اون خوشگلا رو دستچين كرد و برد و من موندم و چندتايي كه هنوز مشتري نيومده سراغش. خودم اينجا در كنار اينام؛ روح يا هر بخشي از من كه به دلخواه خودش هر جا كه ميخاد ميره؛ هنوز از كف اون رودخونه و از دهانه اون غاري كه تو قله اون كوه بود؛ جدا نشده و همونجا جا مونده انگار...
+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم فروردین ۱۴۰۲ ساعت 13:42 توسط آقای ar.ja
|