وعده!
بودن در طبیعت بیش از هر چیز دیگه ای تو دنیا؛ برای من مرهم درد است و درمان. ساقه ِ تازه علفی به وجد می آورد مرا! شعله ِ سرکش آتشی پر شعف می سازد دلم را و امروز بعد از وعده و وعیدهای بسیار؛ صبح زود از خواب برخاسته؛ دست به دامن کوهستان شدم برای فراموشی...
+ نوشته شده در جمعه هجدهم فروردین ۱۴۰۲ ساعت 17:4 توسط آقای ar.ja
|