افسار!
تقريبا اواسط اسفند نقدينگي را صفر كرده در حسابي كه چك كشيده بودم براي خريد آن خانه ويلايي كذايي؛ ريختم تا پاس شود! بر خلاف آن گمان و انديشه اي كه از ابنداي كارم داشتم هيچ استفاده اي از آنجا نكردم؛ در تعطيلات عيد تنها يكبار براي آب دادن به چند خرمالو و انجيرش سري زدم و تمام؛ اكنون اجاره اش داده و در قرارداد نوشته ام كه قصد و حق فروش دارم...اكنون كه به آن حساب خالي شده يك ماه و نيم پيش نگاه مي كنم و مي بينم مثل ليواني كه تا نصفه پر از آب شده باشد؛ پر شده و بالا آمده! خوشحال مي شوم. هر چند كه از وجود تورم ِ افسار گسيخته ناراحتم ولي با اين سرعت پر شدن جيبم را هم انتظار نمي كشيدم...
+ نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم فروردین ۱۴۰۲ ساعت 8:42 توسط آقای ar.ja
|