من اين روزها؛ هيچ پول تازه اي را وارد بورس نمي كنم؛ اما جسته گريخته مي شنوم كه برخي همكاران ماشين و خانه شان را مي فروشند و دوباره مثل سه سال پيش در كوره داغ سهام فرو مي كنند! سال 1398 ساعتها زمان صرف ِ اين موضوع مي كردم و كاملا اشراف داشتم به اكثر نمادها ولي اكنون بعد از گذشت اينهمه وقت ديگر حال و حوصله آن كار را ندارم و باقي مانده پولم را هم هر زمان كه بازار رو به سبزی مي رود؛ خارج كرده در گوشه ِ امني سپرده مي كنم. به درست و غلط بودن اين كارم واقف نيستم ولي به آن ضرب المثل ِ قديمي؛ سخت باور دارم كه مارگزيده از ريسمان سياه و سفيد مي ترسد...