خاك!
كاش مي شد اينقدر دور شد كه ديگه دست هيچ كس بهت نرسه. كاش هيچ وابستگي كه تورو بتونه يه جا بندت كنه نبود. اين ويزا و مرز لعنتي چيه كه آدمها ساختن واسه خودشون. خب الان منم دلم ميخاد اينجايي كه هستم نباشم و آيندگانم هم تو اين خاك مصيبت زده از خواب بيدار نشن...!
+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم اردیبهشت ۱۴۰۲ ساعت 15:28 توسط آقای ar.ja
|