همیشه با بعضی کلمه ها مشکل داشته و دارم؛ هزار بارم که تمرین میکنم یادش بگیرم بازم به وقتش که میخام ازش استفاده کنم دو به شکم که درست بکار گرفتمش یا نه! یکی از اونا ییلاق و قشلاقه؛ دومی گرمایی و سرمایی بودن آدما! من خودم در برابر سرما طاقت زیادی ندارم ولی گرما رو تا جایی که جان به جان آفربن تسلیم‌ کنم طاقت میارم...! حالا نمی دونم این حال و هوای من که در برابر گرما بیخیالم و عجز و ناله نمیکنم نشونه ِ گرمایی بودنمه یا سرمایی! بهرحال این چند خط رو بافتم تا به اینجا برسم که کولر خونه رو راه انداختم از امروز...