اون قسمت از دندونم كه به لطف دندونپزشك طماع پر كرده بودم فرو ريخته و مدتيه كه نخ و خلال از لوازم ضروري همراهم شده! هي پشت گوش ميندازم ترميمش رو چون هم زمان بره و هم پدر حوصله رو در مياره و ديگه اينكه مي دونم با پر كردن چاره نميشه كرد اينبار و بايد ايمپلنتش كنم و مني كه از سوزن زدن به كف و سقف دهانم فراري ام چگونه طاقت دلركاري و پيچ و مهره بازي را در اين ناحيه تنگ ِ بدن تاب مي آورم!