هر با و هزار بار که به اینجا می آیم نه شبیه گذشته هاست و آنچه در ذهن و تصورم برای روزهای آینده دارم! طبیعت از هر هنرمندی؛ هنرمندتر است؛ چنان بی نظم و خوشایند در کنار هم می چیند که از نگریستن در زیباییشان اشک در چشمم حلقه می زند؛ باد در میان برگها پیچیده از سکوت دورشان می کند و من با مورچه ها و پروانه ها یکجا نشسته ام؛ هنوز شروع به خوردنم نکرده اند! شاید تلخ می آیم در نظرشان...!