دیروز مشغول کاری بودم که در حین انجام اون انگشت اشاره م تاول زد و قسمتی از پوستش کنده شد! حتی همون موقع هم با وجود اینکه جلو چشمم این اتفاق در حال رخ دادن بود و کاملا بهش آگاه بودم تقریبا هیچ دردی حس نمی کردم! این فقط می تونه دوتا دلیل داشته باشه یکی اینکه اون کار کاملا از روی علاقه و عشق انجام میشده و دیگری اینکه مجبور به انجامش بودم و هیچ مانعی نمی تونست منو از ادامه کار منصرف کنه. الان که دارم بهش فکر میکنم قطعا دومی علت ماجرا بوده ولی نتیجه عجیبی میشه ازش گرفت و اونم اینه که اگه خودت بخای و باید یه کاری و بکنی هیچ کس و هیچ چیزی نمیتونه جلوتو بگیره. و این البته درک و دریافتی نیست که قبل از انجام کاری بتونی بهش برسی...