اميد!
يكي بهم ميگفت بايد اينقد رشد كني و بالا بري تو زندگي تا يه جايي برسي كه تمام كهكشان و كيهان رو تو خودت پيدا كني! ولي من از وقتي يادم مياد براي كوچكترين خوشحالي هم دنبال دوم شخص غايب گشته ام تا كه "تو"صداش كنم! چطور مي تونم تو يه گله جا اندازه خودم كل هستي رو جا بدم و از گشتن معاف كنم خودم رو! به هر حال معادله سخت و لاينحلي به نظر مياد و به گمونم من تا آخرين لحظه ِ عمرم در تكاپو خواهم بود هر چند كه اميدي به پيدا شدنش نيست هرگز...
+ نوشته شده در شنبه سی و یکم تیر ۱۴۰۲ ساعت 14:53 توسط آقای ar.ja
|