امروز عصر برای اولین بار روی انگشتم سوارش کردم و بردم پشت بام! ترسش از پریدن بیش از آن است که حتی بخواهد امتحانش کند! شاید هم هنوز زمانش نرسیده است. در خانه که فقط جهش های کوتاه میکند و پروازی ندیدم ازش! مثل کودکی ترسو چسبیده بود و از دستم جدا نمیشد. تازه پنجمین روز است که مهمان خانه من است. به گمانم دو سه هفته ای باید ازش پذیرایی کنم تا خیالم راحت باشد که از پس خودش برخواهد آمد...