به تازگي كشف كردم مهمانم از خرما و شليل شمس خيلي خوشش مياد! صبح اول وقت البته همون غذاي هميشگي كه نون خيس شده در آب هست رو ميل ميكنه و تنها مي مونه تا من بيام از سركار! وقتايي هم كه خونه م؛ سير يا گشنه فرقي نداره به هيچ عنوان سرجاش بند نميشه و مياد رو سينه من ميخابه! گاهي هم سعي ميكنه زير چونه م كه شبيه لونه است خودش رو از نظرها پنهان كنه! تا الان فكر نمي كردم پرنده ها هم زبان داشته باشند! تا اينكه از نزديك و از چند سانتيمتري ديدم كه اين بچه قبل از اينكه چيزي را بخورد مزه مزه مي كند و متوجه شدم در ميان دو جسم سختي كه منقار نام دارد رشته باريكي به نام زبان هم دارد بلبل خرماي كوچك من...