کاشته!
تو همون یک ساعت و نیمی که تو باشگاه دارم آهن جابجا میکنم! قشنگ این حس بهم دست میده که من یه آدم دیگه م! عضلاتم باد کرده و مدام جلوی دیوارهایی که آینه پوش شدن این و اونور میرم...اما حیف که این حس و حال ِ خوب خیلی دوام نداره و با دوشی که آخر کار میگیرم شسته میشه میره پی کارش! نگفته نمونه که تو خونه هم تقریبا لختم تا بلکه بیشتر عمر کنه این خودشیفتگی ام! تو بعضی حرکات که به بالاتنه مربوطه بیشتر از بقیه به خودم سخت میگیرم و سعی میکنم با تمام توان و شایدم بالاتر از اون؛ وزنه ها رو بالای سرم ببرم! اما پایین تنه رو خیلی جدی نمیگیرم و فقط از سرم وا میکنم که انجامش داده باشم! جلو بازو؛ پشت بازو؛ بالا سینه؛ سرشونه و از این قبیل حرکات بیشتر از بقیه باب ِ میلم هستن! شاید به این خاطر که ارتباط مستقیم با هورمونی دارند که در میلی ثانیه های اول ِ آفرینش در تخم ِ انسانی من کاشته شده است...!