رام!
يه صندوق داريم كه امروز مجمع ش تشكيل ميشه. بايد برم ولي دنبال بهانه ام براي نرفتن! اصلا آدم رسمي نيستم به جز مواقعي كه مجبورم! تو زندگي بعديم ميخام به عنوان يه كشاورز و دامدار در ايالت ايلينويز آمريكا، به اين دنيا بيام و اصلا كار اداري نميخام انجام بدم! اونجا يه خونه بزرگ و مبله وسط يه مزرعه خيلي خيلي بزرگ دارم بدون هيچ همسايه اي! ترجيحا با اسب به همه جاي ملكم سركشي مي كنم با اينكه چندتايي ماشين تو گاراژ خونه م پارك شده! يه بخشي رو پسته و بادام ميكارم و سيب و گردو كه دوستش دارم جاهاي ديگه هم احتمالا صيفي جات كه بتونم بفروشمش و خرج كارگرها رو بدم. از حيوونا هم حتما گوسفند و گاو و مرغ و خروس و اردك و غاز نگهداري ميكنم و چندين اسب كه فقط براي خودم باشه! ميشه بهترين و رام ترين امپراطوري دنيا رو اونجا ساخت...به اميد اون روز!
+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم شهریور ۱۴۰۳ ساعت 9:27 توسط آقای ar.ja
|