برنامم اين بود كه از فردا يه سفر چند روزه برم اروميه. جزو معدود جاهاي ايران كه تا بحال نرفتم و دوست داشتم ببينمش. تبريز رو فقط يكبار رفتم و همون يبارم كافيه بنظرم. نشستم با خودم خلوت كردم و به ترافيك و مردمان ِ رم كرده اي كه به هر بهانه اي ريختن تو جاده و مثلا دارن ميرن سفر فكر كردم و از تصميمم پشيمان شدم! اين روزها كه نزديك آخر تابستان هست، همه انگار داره عمرشون به سر مياد بدو بدو دارن ميرن كه مسافرت شش ماهه شون رو تكمبل كنن و پرونده رو قبل از فرستادن بچه شون به مدرسه ببندن! من اصلا از صف وايسادن تو پمپ بنزين و عوارضي و دستشويي خوشم نمياد و به همين خاطر هم عطاش و به لقاش بخشيدم و نشستم سرجام! بجاش بهتره برم بشينم پيش تك درختم و بدون هيچ استرس و نگراني، از وقتم و از همسايگي با اون لذت ببرم. هفتصد كيلومتر بري اونطرف تر شايد جايي مثل اينجا گيرت نياد واسه گذران يك روزت پس چرا بايد اين همه مخاطره رو به جون بخرم و اين اشتباه بزرگ رو مرتكب بشم...! هفته پيش همكارم رفته رشت 14 ساعت تو راه بوده و تازه اين فقط جاده و اتوبانش هست و از پمپ بنزينهايي كه عمدا از رده حارجش ميكنن تا ليتري ده تومن به در راه ماندگان بدبخت بفروشند بنزين رو چشم پوشي مي كنيم...