چند وقتیه دارم به این موضوع فکر میکنم‌ که من در تمام این سالها چطور با یه آدم حسابی برخورد نکرده ام! منظورم از این کلمه کسی نیست که پولش از پارو بالا میره و توپ تکونش نمیده! دقیقا برعکسش آدمی که چشم و دل سیر باشه، اگرم پولداره یا بی پول، تازه به دوران رسیده ای که تشنه دیده شدن و رفع عقده های فروخورده است، نباشه! که از مکالمات مشمئز کننده این دسته بیزارم که در هر جمله شون از خریداشون و سفرهاشون محاله اسمی نباشه! هر جوری حساب میکنم سهم من لااقل یک نفر باید باشه از همکار و همسایه و دیگرانی که تو این شهر پر هیاهو هر روز و هر هفته دیده ام...دریغ که پاسخ این خواهش ِ من منفیه! امیدوارم در روزهای باقی مانده از عمرم با یک نفر از این قماش روبرو شم...