بلند!
همسترو خیلی جدی گرفتم علتشم نمیدونم! یجورایی انگار معتادشم! واضحه که چیزی توش نیست ولی تا یکی دو هفته دیگه که قراره لیست بشه باهاش هستم. این وقت از روز بعد از نشستن تو این پارک و سیراب شدن از سکوتش که با صدای گاه به گاه چند بچه بازیگوش شکسته میشه وقت رفتن به یوسف آباد میرسه! باید بلند بشم و برم تا این کلاغ تخمه خور رو سر و لباسم خرابکاری نکرده!
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم شهریور ۱۴۰۳ ساعت 17:49 توسط آقای ar.ja
|