تاكيد!
دوستي از بندر برام خرما فرستاده بود و ديروز بعد از كار رفتم براي گرفتنش، خاصويي اسمش هست با جسه اي كوچك و طعمي بسيار لذيذ كه شبيه هيچ كدام از هم رديفهاي خودش نيست! جالب اينكه من تا همين چند سال قبل، بيشتر از چند جورش رو نميشناختم و نخورده بودم! اين يكي ولي به كلي فرق داره! انگار باقلوا يا مسقطي كردي تو دهنت البته با شيريني ملايم تر و نرمي خاصي كه در اون دوتا نيست! گاهي با خودم فكر مي كنم كه چطور مي تونم اين تجربه لذت بخش رو با كسي كه نديده و نخورده درميان بگذارم! فقط با گفتن و نوشتن! اصلا امكانش هست يا حتما خود او هم بايد كاري كه من كردم را بكند تا بفهمد دقيقا از چي حرف مي زنم! خارك نوع ديگري از اين محصول شيرين است كه در نهايت ِ كار، با طعم و مزه ِ گسي كه در دهانت برجاي مي گذارد با ديگر انواع، متمايزش مي كند و در سفتي و سختي كه زير دندان احساس ميكني با زاهدي برابر اما طعمي به كلي ديگرگونه دارد! اين همه تنوع از يك درخت از يك آب و هوا چگونه ممكن است خدايا! درست مثل ما آدمها كه از يك پدر و مادريم، زير يك سقف و توي يك سفره بزرگ شديم با كيلومترها فاصله از هم از هر نظر! اينو نوشتم كه بگم من خاصويي دوست دارم نه اينكه از پيارم يا از مراد سنگ، بدم بيايد، نه! فقط رو بافت و طعم خاص اين يكي تاكيد مي كنم كه با من بيش از بقيه سازگارتره...