عارف!
خواستم هم تو هم رهگذرانی که شاید بر در این خانه متروک می آیند بدانند که اینجا تنها از آن توست...و جایی برای دیگران ندارد...من نشسته بر درش به انتظار تا که از تو خبری به من رسانند و تا آن روز نمی دانم هزاره ها را باید که منتظر باشم ولی این چشم انتظاری چون از برای توست، دوست میدارم...
+ نوشته شده در سه شنبه یکم آبان ۱۴۰۳ ساعت 20:25 توسط آقای ar.ja
|