تو این راه رفته را برگردی چه میشود! هیچ می دانستی؟ مرده ای زنده خواهد شد و تو خدای او خواهی شد! اگر آن مرده من باشم قول میدهم تا زنده ام به پرستش و ستایش خدایم بنشینم و چشم از دیدن روی او برندارم! نه مسجدی خواهم ساخت و نه کلیسا و صومعه ای! من به تنهایی تمام روز و شبانم را در پای تو سرخواهم کرد بی هیچ هم ایمانی! تک و تنها و چقدر خوشحالم که من آفریده توام ای عشق و تو معبود زیبای منی! چگونه می توانم چشمان دیگران را در این ضیافت دلخواه شریک کنم آخر!