چشمان تو چند خورشید را در خود پنهان کرده اند از ازل ای عشق! چانه زیبای تو یاد کدامین قله را در خاطر لبان تشنه ام بیدار می کند برای لحظه های خستگی و بوسیدن و مردن از عطشناکی! من آن دو چشمه نوشین را در دامن کدامین کوهستان زیبا پیدا میکنم جز به روی تن تبدار تو! موج موج پیکرت یاد دریا می اندازد دل بی تابم را! سوار بر قایق قلب من روی موجهای عاشقی از هر چه نام فاصله بر خود دارد بگذری و در آغوشم آرام بگیری کاش ای عشق...