حس خوبیه تو خیابون ناصر خسرو قدم بزنی و یکی از این قدیمی ها که خط ریششون میاد پایین تا دم سبیلشون این ترانه رو بخونه:

تو مثل هوا می مونی

که خود زندگی هستی

واسه مهربونی تو

الهی که من بمیرم

واسه لحظه های آخر

تا که دستاتو بگیرم

الهی الهی

الهی من بمیرم

بمیرم که شاید تو بیایی

که دستاتو بگیرم..

گرمی عشق تو بوده

توی تاریکی شبها

همدم این دل تنهام

همیشه اسم تو

بهترین حرف رو لبهام

بهترین حرف رو لبهام

الهی الهی

الهی من بمیرم

بمیرم که شاید بیایی

که دستاتو بگیرم...

الهی الهی

الهی من بمیرم

بمیرم که شاید بیایی که دستاتو بگیرم...